X
تبلیغات
کارگاه کوچک من

کارگاه کوچک من
طراحی،چاپ دستی،نقاشی

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
 
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه...!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت :
پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد،
نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را.....!

[ شنبه هجدهم آذر 1391 ] [ 19:57 ] [ طلیعه ]

 

«السلام علیك یا ثارالله و ابن‏ثاره و الوتر الموتور»

روزها همچنان از پی هم می‌گذرند و دوباره محرم با آن حال و هوای سحرانگیزش از راه

 می‌رسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام می‌رسد و نوای «یاحسین» گوش جان

را نوازش می‌دهد. زمزمه‌ای كه همواره ورد زبان ملت ایران بوده و با نشأت گرفتن از 

زمزمه‌ها و نام حسین(ع) بود كه توانستند چنان حوادثی را بیافرینند به طوری كه با

گذشت زمان هنوز فعل حسینی‌شان در اذهان حك شده باقی مانده است.

.

.

.

 التماس دعا...

[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 3:15 ] [ طلیعه ]

استاد احمد امین نظر متولد 1334 در آبادان، فارغ التحصیل هنرستان و دانشکدۀ هنرهای زیبا و عضو اتحادیه هنرمندان نقاش B.B.K ایالت N.R.W آلمان- کلن میباشند.

نمایشگاه‌های گروهی

1364 نمايشگاه 16 گراور در نمايشگاه چاپ دستي جهاني موزه هنرهاي معاصر تهران

1385 گالري اثر – تهران

1386 گالري ماه - تهران

- بعد از چند نمايشگاه اولتان بيشتر به عنوان يک طراح در ايران شناخته شديد تا اينکه شما را نقاش خطاب کنند...                                      

بيشتر مي گفتند طراح. يک دوره يي که فقط مي گفتند چاپ هاي امين نظر و بعد از آن هم شد طراحي امين نظر و بعد از آن هم خدا مي داند پشت سرم چه بگويند. اما به طور کلي امين نظر طراح برايشان جا افتاده و از زمان هنرستان تا الان به نظرشان امين نظر، طراح خوبي بوده است. من سير مشخصي در کارهايم داشته ام. شايد اگر همان طراحي ها را کار مي کردم خوب فروش مي رفتند، اما من به عنوان يک نقاش دغدغه ديگري دارم. نمي خواهم کاري را که بلد هستم تکرار کنم. دنبال چيز تازه تري مي گردم و در حال حاضر اين تازگي در زمينه رنگ است. مخاطب عام به هر حال با هر کار تازه يي مشکل پيدا مي کند. بايد ارجاعي براي او وجود داشته باشد و بتواند با آن قياسش کند.

- در مورد نمايشگاه گالري اثر و طبيعت بي جان ها گفته شد که ياد هنرستان کرده ايد؟

شايد در اولين برخورد بگويند امين نظر ياد هنرستان کرده و با اين شيوه نقاشي مي کند، اما وقتي که همان طبيعت بي جان را در ادامه کارهايم ببينند، متوجه مي شوند که اصلاً کار هنرستان نيست. اين طبيعت بي جاني است که من در 53 سالگي مي کشم. انجير عهد عتيق را انتخاب مي کنم و زير آن هم يک پاراگراف از همان موقع مي آورم. بنابراين ديگر اين کار طبيعت بي جاني نيست که بر فرض در هنرستان مي خواستم با آنها رنگم را به تعادل برسانم. عمدتاً برخوردهاي شتابزده چنين نتيجه يي دارد. بايد کمي صبر کنيم. شايد در بعضي کارها کمي گرايش به کار آکادميک حس شود اما در انتخاب زاويه ديد، ترکيب بندي ها و نورپردازي ها يا تعداد عناصر و حتي انتخاب شمع و گل و پروانه که يک سابقه ادبي دارد، ديگر اين حالت وجود ندارد. اين طبيعت بي جان با ترکيب بندي هاي استاندارد زمان هنرستان که ريشه در کارهاي سزان داشت اصلاً نمي خواند. خود اين نشان مي دهد شخصي که آن کار را مي کند همه آن مراحل را گذرانده و حالابه جايي رسيده که همه اين قواعد را مي شکند.

- فضاي امروز طراحي در ايران را با توجه به اينکه داور نمايشگاه طراحي معاصر هم بوده ايد، چطور مي بينيد؟

فکر نمي کردم که بين بچه هاي جوان، اينقدر استعداد وجود داشته باشد. اگر چه به طور کلي به برنامه ريزي چنين نمايشگاه هايي انتقاد دارم، اما آنهايي که شرکت کرده اند واقعاً مستعدند و من اگر بودجه يي داشتم به همه آنها جايزه مي دادم. در هنر اولي، دومي و سومي نداريم. فکر مي کنم اگر از اين مجموعه حتي دو نفرشان تا آخر بمانند، تاب بياورند و کار را جدي بگيرند، چنين حرکتي مثبت بوده است. با اين وضعيت تدريس در دانشکده ها واقعاً انتظار نداشتم چنين کارهايي را ببينم. بعضي از جوان هايي که شرکت کرده بودند واقعاً فعال بودند. آنها زاويه ديدشان باز است و گيرهايي که در بعضي از نقاشان قديمي تر ما هست در آنها وجود ندارد.

- فضا بين طراحاني که از قبل مطرح شده اند و به شکل حرفه يي کار مي کنند به چه شکل است؟

هر کدام از آنها ديگر شکل گرفته اند و به همان شکل جلو مي روند. اما هميشه گفته ام که شخصي مثل الخاص براي من قابل تقدير است. چون در هفتاد سالگي هم باز نقاشي مي کند. اين خودش نوعي تاب آوردن است. همين که آدمي يک عمر بنشيند و نقاشي کند و نمايشگاه بگذارد يا کارهايش را تکامل دهد براي من قابل ستايش است. نه براي الخاص بلکه براي هر نقاش ديگري هم که در اين سن کار مي کند بايد احترام قائل شد. اين شکل کار کردن اصلاً کار راحتي نيست. من مي توانم شش ماه در يک کلاس طراحي بنشينم و بر فرض چند طرح خوب هم بزنم اما طي اين مسير و زندگي در هنر به نظرم مهم است. اينکه تمام دغدغه ات همان شود و با آن تا لحظه آخر جلو بروي.

[ شنبه هفتم خرداد 1390 ] [ 22:51 ] [ طلیعه ]

تصویری از تمام کودکی های منی

تصویری از تمام خاطراتم

تصویری از آن زمان

که خطر را هیچ نمی فهمیدم

و آنچه را که رنگ و رویی داشت

لاجرم ، خواستنی بود.....

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 12:14 ] [ طلیعه ]
پیام کدام خدایی
که من اینگونه
خنجر به گلوی کودک ایمان خویش نهاده ام
بی انتظار هیچ قوچی
که به هنگام خنده های شاد شیطان
از انبوه معجزه سر رسد
نه،پیام نه،
که خود خدایی
که همچنانکه فرمان میدهی
دستان ناتوان مرا به قتلی فجیع جان میدهی.

                                                 "مسلم یوسفی"

[ جمعه بیست و هشتم آبان 1389 ] [ 8:57 ] [ طلیعه ]
در اینجا با احمد وکیلی به عنوان طراح،نقاش و چاپگر آشنا می شویم :

استاد احمد وکیلی متولد 1340 در تهران است .در سال 1358 وارد دانشگاه هنرهای تزئینی در رشته طراحی صنعتی شد. اولین نمایشگاه ایشان در سال 66 بوده و از سال 66 تا کنون بیش از 15 نمایشگاه انفرادی و 100 نمایشگاه گروهی داشته اند .

در مصاحبه ای که با ایشان داشتم،اینطور بیان کردند:

 مختصری از بیو گرافی خودتان بفرمایید :

سال 1358 وارد دانشگاه هنرهای تزئینی شدم در رشته طراحی صنعتی و در یک دورۀ طراحی عمومی در دانشگاه متوجه شدم که چقدر به طراحی علاقه دارم و از آن زمان بطور جدی دنبالش کردم .  

با آقای الخاص آشنا شدم و فضایی که الخاص معرفی می کرد البته از طریق بهمن بروجنی که شاگرد الخاص بود با او آشنا شدم و از آنجا کارم شکل گرفت

آقای الخاص هم در آن دوره تلاش می کرد تا طراحی فیگوراتیو معاصر را رایج کند و ایشان واقعاً در این زمینه تاثیر گذار بودند . در سال 73 یک نمایشگاه انفرادی چاپ گذاشتم که عنوان آن « رانده شدن از بهشت » بود که همۀ کارها کالکوگرافی بود .

 تأثیر طراحی در رشته های دیگر هنرهای تجسمی تا چه اندازه است ؟

طراحی خیلی خیلی اهمیت دارد و اینقدر مهم هست که به بیان نمی آید .

درک طراحی به مفهوم معاصرش (امروزی) که دو تا تابلو را کنار هم گذاشتن هم طراحی است یا فکر کردن هم ( فکر اولیه ) طراحی است. از لباس پوشیدن تا دو تا مبل را کنار هم گذاشتن (inestalation  ) همه در طراحی ادغام شده ، در نتیجه هر کس در حیطۀ تجسمی بخواهد فعالیت کند تا مبانی آن طراحی را نشناسد به هیچ جایی نخواهد رسید .

طراحی مهم ترین مقوله در هنرهای تجسمی است .

طراحی سهم عمده ای از زندگی بشر است . در هفت اورنگ، جامی شعر زیبایی دارد :

به طراحــی چو فـــکر آغاز کردی              هزاران طرح زیــبا ساز کردی

به سنگ ار صورت مرغی کشیدی              سبک سنگ گران از جا پریدی

و در واقع طراحی مهم ترین مقوله در هستی است و در هنرهای تجسمی که به اوج خودش می رسد و معنا پیدا می کند .

بهترین تکنیکی که تجربه می کنم ، چون می خواهم به بیان برسم ، تکنیک میکس است یعنی از چند تکنیک در کنار هم  استفاده می کنم ، ممکن است در یک کارم هم تکنیک شکر باشد، هم تکنیک درای پونت باشد، هم تکنیک بیورینگ باشد هم ایچینگ.بستگی به نیاز کارم داره که به آن بیان اصلی برسد .

موضوعات کارهای من اصولاً اسطوره ای است یعنی فضای متالوژیک دارد ،و به اعتقاد من یک طراحی ساده را اگر روی فلز کار کنیم آن امکانی را که همان طراحی با مداد یا زغال یا ... روی کاغذ انجام می دهیم در چاپ چیز دیگری می شود .یعنی جوابش چیز دیگری می شود این جواب پلی (فضایی ) است که خیلی راحت تر از طراحی تدوین می شود .

مثلاً بافت های اتفاقی که بوجود می آید خیلی دست خودمان نیست یا در آکواتینت خود پلیت حالت هایی دارد که فضاهای جالبی را نا خواسته می دهد و این تفاوت هایی است که بین طراحی و چاپ وجود دارد .

سخن آخر :

من چاپ دستی را به همه پیشنهاد می کنم به همۀ کسانی که قرار است نقاش بشوند یا تصمیم دارند نقاش شوند به دو دلیل عمده :

یکی اینکه گفتمانی ما بین نقاشی و چاپ دستی وجود دارد

دوم اینکه کار تکثیر می شود.

[ چهارشنبه هفتم مهر 1389 ] [ 3:46 ] [ طلیعه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

در این وبلاک سعی بر این دارم تا خوانندگان و دوستانم را با طراحی،انواع چاپ دستی، نقاشی و اساتید و بزرگان تاثیر گذار در این رشته ها بیشتر آشنا کنم
امکانات وب


قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگ اسکای

اخلاق اسلامی